انسان موجودی آگاه و هدفمند بوده، برای رسیدن به هدف ناگزیر از فعالیت و تلاش است؛ اما فعالیت و تلاش در صورتی به اند می رسد که بر اساس اصولی دقیق و کارآمد انجام شود. این اقلاع در مورد تربیت عبادی که یکی از مصاديق آن هدایت و راهنما فرزندان به نماز است نیز صادق است. اصول هدایت فرزندان به نما دستورالعمل هایی کلی هستند که در چگونگی انجام فعالیت های مربوط به هدایت فرزندان به نماز نقش مهمی ایفا می کنند. در این فصل، مهم ترین این اصول را به اختصار معرفی می کنیم.

یک)اصل زمینه سازی

هدایت فرزند به سوی نماز و آموزش نماز به او يك فعالیت است. این فعالیت مانند هر فعالیت دیگرنه درخ، بلکه در یک محیط و موقعیت اتفاق می افتد. اگر این محیط و موقعیت برای انجام این فعالیت آماده شده باشد، زحمت ما مفید واقع می شود و ثمر می دهد و در غیر این صورت، به احتمال زیاد به هدر می رود و به هدف مورد نظر نمی رسد. به دیگر سخن، تربيت مانند باغبانی است. باغبان پیش از کاشتن نهال، نخست زمین را با شخم زدن و جمع آوری سنگ ها و مواد زاید آماده می کند. سپس نهال را می کارد؛ زیرا می داند نشاندن نهال در زمین ناهموار و آماده نشده چیزی جز زحمت بیهوده نیسي. این قاعده در مورد نماز نیز صادق است.

بدین ترتیب،  در ترغیب فرزندان به نماز اصل و قاعده نخ این زمینه سازی است، پیش از این در بررسی نقش نما خانواده درباره راه و روش زمینه سازی بحث کرده ایم و در تکرار نمی کنیم

دو) اصل جامعیت

اعملى عبادی است که برخلاف برخی عبادت های تك بعدی مانند روزه و دعا و ذکر، ابعاد گوناگونی دارد. در نماز ذکرو قرائت نیت و رفتار توأمان وجود دارد. از سوی دیگر، نمازيك رفتار است و فتان، چنان که روانشناسان گفته اند، سه بعد دارد: شناختی، گرایشی و رفتاری. رفتار نماز از کسی صادر می شود که بهره ای هرچند کم از شناخت، گرایش و توانایی عمل نسبت به آن را داشته باشد. هرچه شناخت بیشتر و عمیق تر و هرچه گرایش قوی تر باشد، فرد به این عمل پایبندتر خواهد بود؛ مشروط به اینکه توانایی و مهارت برای انجام آن را دارا باشد. اگر کسی کاملا به نماز آگاه و به آن گرایش هم داشته باشد اما فاقد توانایی و مهارتهای لازم باشد، برای مثال، حمد و سوره و اذکار را نداند یانتواند رکوع و سجود را به صورت صحیح انجام دهد، نمی تواند نماز را به صورت صحیح انجام دهد.

آموزه های دینی نیز همین مطلب را تأیید می کند. بر اساس آموزه های دینی اساس نماز بر شناخت و اعتقاد به خدا و پیامبر و پس از آن بر شناخت و باور به این تکلیف دینی استوار است. افزون این، نماز بر انگیزه و گرایش به انجام دستور خداوند متعال و شارهای خاص به همان صورتی که در شرع آمده، استوار است.

به آموزه های دینی، نماز در صورتی قبول می شود که عمل به آن از شناخت و باور و انگیزه صحیح نشأت گرفته باشد و مطابق دستور شرع انجام شود.

بدین ترتیب، در آموزش نماز باید به هرسه بعد آن توجه داشت. در هدایت فرزندان به نماز بایسته است شناخت و باورهای لازم گرایش ها و انگیزه های صحیح و توانایی ها و مهارت های لازم را در انان ایجاد کرد و پرورش داد. اصل جامعیت بدین معناست که در هدایت به نماز نباید تنها به بعد شناختی، بعد گرایشی یا بعد رفتاری بسنده کرد، بلکه باید به هرسه بعد به اندازه لازم توجه کرد و پرورش داد.

سه. اصل رفق و مدارا

رفق و مدارا یکی از اصول تعلیم و تربیت است که در آموزه های اسلامی بر آن بسیار تأکید شده است. پیامبر می فرماید: “أمرني ربی مداراه الناس، كما أمرني بأداء الفرائض”؛ پروردگارم مرا به مدارا کردن با مردم دستور داده، چنان که مرا به انجام واجبات دستور داده است. در روایت دیگری آمده است: “إن الله – عز وجل – بعث محمدا، فأمره بالصبر و الرفق”؛ خداوند عزوجل محمد و رفق دستور داد. در برخی روایات به رفق باشی از خداوند عزو جل محمد را برانگیخت؛ سپس او را به استقامت

د. در برخی روایات به رفق باشیعیان . به ویژه سفارش است: “لا تحملوا على شيعتنا، و ارفقوا بهم”؛ بر شیعیان ما

سخت [ تحمیل نکنید و با آنان به نرمی و ملایمت رفتار کنید.

“رفق” در لغت در چهار معنا به کار می رود: .. خوب انجام دادن يك کار، در مقابل بد انجام دادن آن؛ ۲. نرم خو در مقابل تندخویی و شدت عمل؛ ۳. میانه روی و اعتدال در انجام کاری ۴. محکم کاری و دقت در انجام کار.۳ “مدارا ” نیز در لغت به معنای ملاطفت و نرمی و احتیاط به کار رفته است. گرچه در کتاب های لغت، برای رفق دو معنای خوب انجام دادن و محکم کاری و دقت در انجام کار هم بیان شده است؛ اما بررسی کاربردهای آن در روایات نشان می دهد که این واژه در اکثر موارد در معنای نرم خویی و میانه روی در انجام کار به کار رفته است و به همین جهت، مترادف با مدارا است. در زبان فارسی هم که این دو واژه با یکدیگر و به صورت ترکیبی به کار می رود در همین معنا به کار می رود.

بنابراین، اصل رفق و مدارا در تعلیم و تربیت بدین معناست که مربی، متربیان را با ملایمت و نرمی (و بدون اینکه مشکل و تکلفی احساس کنند) به سوی اهداف تربیتی مورد نظر هدایت کند

اصل بنیادین رفق و مدارا در تعلیم و تربیت اقتضا می کند که برنامه ها و فعالیت های تربیتی به گونه ای طراحی و اجرا شود که متربی به آسانی و بدون احساس تحميل و اکراه و اجبار، بتواند مراحل رشد و کمال را طی کند. از سوی دیگر، رفق و مدارا اصلی عام و فراگیر است که بسیاری از اصول دیگر مانند اصل تدريج، اصل تسهیل، اصل اعتدال و اصل تفرد از مصادیق آن هستند؛ چرا که رفق و مدارا در عمل جزبا رعایت این اصول محقق نمی شود.

چهار)اصل تدریج

یکی از ویژگی های انسان، زمانمندی اوست. شکل گیری جنین انسان و کامل شدن آن نیازمند گذشت نه ماه است. پس از تولد نیز رشد کامل انسان نیازمند طی حدود چهارده سال است. زمانمند و تدریجی بودن پیدایش و رشد انسان محدود به امور زیستی و تکوین اعضا و جوارح او نیست؛ بلکه شامل رفتار و گرایش و شناخت او نیز می شود. یادگیری رفتارها، گرایش ها و دانش ها نیز در انسان، زمانمند و تدریجی است. نماز نیز از این قاعده مستثنا نیست و یادگرفتن نمازو پایبند شدن به آن نیز نیازمند زمان است و نمی توان انتظار داشت به یکباره در مدت یک هفته و يك ماه فرزندمانماز را بیاموزد و کاملا به آن پایبند گردد.

به همین جهت، پیشوایان دینی مابه والدین دستور داده اند آموزش نماز به فرزند و ترغیب وی به آن را چند سال پیش از رسیدن به سن تکلیف شروع کنند. در روایات صادره از معصومان عالی سن و آموزش نماز از شش سالگی تا ده سالگی بیان شده است. این .لم دهد بین چهارتا هشت سال برای آشنایی فرزندان با نماز و پایبندی کامل آنان به نماز وقت لازم است.

اصل تدریج بیانگر این مطلب نیز هست که در آموزش نماز به فرزندان، نباید یکباره کل نماز و معارف و مهارت های مربوط به آن را به فرزند ارائه کرد؛ بلکه باید آنها را به تدریج آموزش داد. برای مثال، باید نخست اصل سجده را به وی آموخت و او را رها کرد تا آن را انجام دهد. پس از مدتی باید وضو را به وی آموزش داد. پس از مدتی باید او خواست صورت نماز را انجام دهد و رعایت شرایط نماز را از وی خواست در تصریح به این مطلب در روایتی از امام صادق یا باقرا علي نقل ده است:

آنگاه که پسر سه ساله شد به او می گویند هفت بار بگو: “لا اله الا الله”. وقتی سه سال و هفت ماه و بیست روزه شد، به او می گویند: هفت بار بگو: “محمد رسول الله”. وقتی چهار سال شد به او می گویند: هفت باریگو ” صلى الله على محمد و آل محمد”. آنگاه که پنج سالش تمام شد از او می پرسند: دست چپ تو کدام و دست راست تو کدام است؛ اگر جواب صحیح داد او را رو به قبله می کنند و میگویند: سجده کن و رهایش می کنند تا شش ساله شود. زمانی که شش سالش تمام شد، رکوع و سجود را به او می آموزند و به نمازش وا می دارند تا هفت ساله شود. وقتی هفت سالش تمام شد به او می گویند: دو دست و صورتت را بشوی، آنگاه به او می گویند: نماز بخوان، تا نه سالش تمام شود. در آن هنگام، وضو به او می آموزند و برای آن او را می زنند، و نماز را به او می آموزند و بر آن او را می زنند.۱ هرگاه وضو و نماز را آموخت، خداوند والدینش را مشمول رحمت خود می کند”.۲

پنج) اصل تسهیل

انسان موجودی است با استعدادها و توانایی ها و قابلیت های شگرف این قابلیت ها و توانایی ها در ابتدای تولد انسان هنوز به فعلیت نرسیده اند و به فعلیت رسیدن و شکوفا شدن آنها تدریجی و نیازمند فراهم آمدن زمینه های مناسب و تلاش و کوشش است. خود این تلاش هاو کوشش ها نیز در صورتی به نتیجه مطلوب می انجامد و نهال انسان را به مرحله ثمردهی می رساند که متناسب با توانایی ها و استعدادهای وی باشد.

آموزش نماز به کودکان و نونهالان نیز فعالیت و کوششی است به منظور به فعلیت رساندن فطرت الهی و خداپرستی که خداوند حکیم و دانا در وجود انسان به ودیعه گذاشته است. این فعالیت در صورتی استعداد خداپرستی فطری در انسان را شکوفا می کند که متناسب با توانایی ها و استعدادهای انسان باشد. اگر خواسته های مربی از متربی نوخاسته بیش از توان او باشد، او را زمین گیر کرده و قامت کوچکش را در زیر بار سنگین خواسته های بیش از توانش خم می کند و مجال قد راست کردن و سربرافراشتن به وی نمی دهد. در مقابل، اگر خواسته های مربی بسیار اندك و ناچیز باشد، رشد وی را در اعضای خواسته های اندك خود محدود می کند و او را از سر برافراشتن و دستیافتن به اوج رشد و کمال باز می دارد. از این رو، معصومان درازش نماز به کودکان، توانایی و ظرفیت آنها را در نظر می گرفتند و موزش نماز بر آنان سخت نمی گرفتند و آنان را از رعایت بسیاری از اداب نماز معاف می کردند؛ هرچند پایبندی به همان اعمال بزرگسالان می خواستند. بر پایه شمار فراوانی از روایات، و آداب را از بزرگسالان می خواسته.